به نام خدا
بهمن ماه بود. از مسیر جاده عملیاتی ابوشانک بطرف منطقه عملیاتی والفجر8 عازم بودم،که دربین راه راننده ای رادیدم.بحت زده بودوخیلی عمیق به صحنه ایی نگاه می کرد.توقف کردم وحالش راپرسیدم،گفت:"چه حالی،چه احوالی!"از اوسوال کردم "بچه کجاهستی؟"گفت:"از کرمان اعزام شده ام.راننده هستم،ببین همکاران ودوستانم به چه روزی افتاده اند.هم خودشان وهم سرمایه آنها |